|
**** انتظارحاضر ***** ENTEZAR
فرهنگي، اجتماعي، علمی,دفاع مقدس
یکشنبه 27 شهریور 1390 :: 17:37 :: نويسنده : dadigood
شاید آن روز که سهراب نوشت زندگی اجباری است دلش از غصه حزین بود وغمین حال من میگویم زندگی یک درو دروازه ودیوار که نیست که نشد بال زد وپرواز کرد زندگی بال و پری داردو مهربانتر از مهتاب است تو عبور خواهی کرد از همان پنجره ها با همان بال و پر پروانه به همان زیبایی به همان آسانی زندگی صندوقچه اصرار پرستوها نیست زندگی آسان است بی نهایت باید شدتا آن را یافت زندگی ساده تر از امواج است پس بیا تا بپریم وتا شبنم آرامش صبح تا صدای پر مرغان اقاقی بال پرواز باز کنیم تا توانیم که از اول آغاز کنیم وتا نهایت برویم
لبالبم از اشعار چه حالی دارم امشب چه چرخی می زند دستم چه نقشی می زند چشمم و افسارم آه افساری ندارم من اینک وحشی و مغرور درون دشت اشعارم سخت می تازم زیر نور ماه ماه اخترگاه اختر رنگین بی پروا وای چه حالی دارم امشب لبالب می شوم هر دم
درباره وبلاگ به وبلاگ من خوش آمدید کاش حرف دل ما ذکر خوش مهدی بود قصه محفل ما صحبت یامهدی بود کاش بین همه معجزه هایت یارب جمعه ای معجزه آمدن مهدی بود آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها نويسندگان |
||
|
|