|
**** انتظارحاضر ***** ENTEZAR
فرهنگي، اجتماعي، علمی,دفاع مقدس
شنبه 09 مهر 1390 :: 18:10 :: نويسنده : dadigood
هنگام جنگ دادیم صدها هزار دارا شد کوچه های ایران مشکین ز چشم سارا سارا لباس پوشید، با جبهه ها عجین شد در فکه و شلمچه ، دارا به روی مین شد چندین هزار دارا بسته به سر سربند یا تکه تکه گشتند یا اسیر و دربند
سارای دیگری در ، مهران شده شهیده دارا کجاست ؟ او در ، اروند آرمیده دوخته هزار سارا چشمی به حلقه در از یک طرف و دیگر چشمی ز خونِ دل، تر سارا سئوال میکرد ، دارا کجاست اکنون؟ دیدند شعله ها را در سنگرش به مجنون
خون گلوی دارا آب حیات دین است روحش به عرش و جسمش ، مفقود در زمین است درآن زمانه رفتند ، صدها هزار دارا در این زمانه گشتند ده هزار " دارا" هنگام جنگ دارا گشته اسیر و دربند دارای این زمانه با بنزش رود به دربند دارای آن زمانه بی سر درون کرخه سارای این زمانه در کوچه با دوچرخه در آن زمانه سارا با جبهه ها عجین شد در این زمانه ناگه، چادر (لباس جین) شد با چفیه ای که گلگون از خون صد چو داراست سارا، خود از برای ، جلب نظر بیاراست آن مقنعه ورافتاد ، جایش فوکل درآمد سارا به قول دشمن از اُملی در آمد دارا و گوشواره ، حقا که شرم دارد! در دستهایش امروز، او بند چرم دارد با خون و چنگ و دندان ، دشمن ز خانه راندیم اما به ماهواره تا خانه اش کشاندیم یا رب تو شاهدی بر اعمالمان یکایک بدم المظلوم یا الله، عجل فرجه ولیک جای شهید اسم خواننده روی دیوار آنها به جبهه رفتند، اینها شدند طلبکار...
درباره وبلاگ به وبلاگ من خوش آمدید کاش حرف دل ما ذکر خوش مهدی بود قصه محفل ما صحبت یامهدی بود کاش بین همه معجزه هایت یارب جمعه ای معجزه آمدن مهدی بود آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها نويسندگان |
||
|
|